در محضر افلاکیان

چه زمانی ماتم و چه زمانی سرور داشته باشیم ؟

 حضرت استاد فروغی زید عزه الشریف :

خداوند گاهی می‌فرماید: «لاتَفْرَح»؛ فرحناک نباش، مست غرور نباش.
گاهی هم می‌فرماید: قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا. هر جا که به فضل و رحمت خدا توجه کردی، جشن بگیر و مسرور باش.

ادامه مطلب...

مطالب برگزیده

 

چرا زنها نمی توانند چند شوهر داشته باشند؟

 

شبهه منبع گزارش برخی وقایع مخفی تاریخ

 


شاه کلید حیا

 


بررسی علمی قانون حجاب و عفاف

 


برنامه ریزی مناسب به جای مقصّرتراشی

 


معنای واقعی قید مطلقه در اصطلاح ولایت مطلقه فقیه

 

 

از کورش ساختگی تا کورش واقعی

 

 

 مشورت حضرت سلیمان با خفاش




چرا باید دین داشته باشیم؟



علت ممنوع نشدن یکباره برده‌داری در اسلام

 


نفوذی‌های انقلاب

 


حج را تعطیل نکنید.

 


اثبات‌گرایی افراطی

 


حرفهایم در دخترم اثر نمی‌کند، چه کنم?

 


آزادی اندیشه در اسلام (بررسی حکم ارتداد)

 


آستانه‌ی رضایتمندی جنسی

 


بیماری خاموش (بررسی عوارض و راهکارهای خودارضایی)

 
درمان وابستگی به جنس موافق و مخالف

 


 بررسی دقیق و منصفانه موضوع دوستی با جنس مخالف

 

 
چگونه توبه کنم؟

 


چگونه یک نماز خوب بخوانم؟

 


حضور زنان در ورزشگا‌هها

 


سرانجام عبرت انگیز دوستی با جنس مخالف

 

 
ترانه در اتوبوس

 


روش برنامه‌ریزی درست برای زندگی مفید

 


گفتگو با خر

 


بازی در میدان دشمن

 

 

چهار کس نزد حضرت سلیمان (ع) آمدند که هر یک حاجتی داشتند:
1
. اولی خورشید بود و گفت: ای پیغمبر، درحق من دعا کن که خداوند مرا مسکنی دهد، مانند سایر مخلوقات، که پیوسته در شرق و غرب نباشم. حضرت سلیمان قبول کرد.
2. دومی مار بود، عرض کرد یا سلیمان، در حق من از خداوند مسئلت نما که دست و پا به من کرامت کند مانند سایر حیوانات، که طاقت رفتن روی شکم ندارم، پس قبول کرد.
3. سومی باد بود، گفت: یا نبی الله، خدا مرا به هر طرف می گرداند و مرا ناآرام کرده، دعا کن، تابه برکت دعای تو خداوند، مرا مهلت دهد، سلیمان گفت: روا باشد .
4. چهارمی آب بود، عرض کرد ای سلیمان، خدا مرا سرگردان به اطراف جهان گردانیده و به هر سو می‌دواند و مقامی ندارم، در حق من از خدا مسئلت کن که مرا در ولایتی ساکن گرداند تا هر کس به من احتیاج دارد به نزد من آید، سلیمان قبول کرد.

سلیمان امر به احضار تمام مرغان نمود، ضعیف‌ترین مرغان که او را خفاش گویند، حاضر شد و سلیمان چهار مطلب را با او مشورت کرد. و قصد آن حضرت این بود که معرفت و معنویت خفاش را بر مرغان معلوم نماید.

خفاش گفت:

● یا نبی الله، اگر آفتاب یکجا قرار گیرد، شب را نتوان از روز امتیاز داد و فعل خداوند به مصلحت است و از جمله ی مصالح آن این است که به همه جا برود و هر رایحه ی بدی را پاک کند.

● اما آب، زندگانی هرچیز به او بستگی دارد، اگر در یک جا قرارگیرد، تمام خلایق در مسافتهای بعید هلاک خواهند گردید.

● و اما مار، دشمن بنی آدم است اکنون که دست و پا ندارد،همه‌ی خلایق از او در بیم و هراسند، اگر دست و پا یابد، تمام مخلوقات رابر طرف کند.

● اما باد، اگر نَوَزَد خزان و بهاری معلوم نمی‌شود و حاصل‌ها نمی‌رسد. باید به امر خدا به هر نبات و گیاهی بوزد.

سلیمان سخنان خفاش را قبول نموده و به آنها گفت. آنگاه آن چهار کس دشمن خفاش گردیدند.

● آفتاب گفت: هر جا او را بیابم پر و بال او را می‌سوزانم .

● باد گفت: از هم پاره پاره اش می‌کنم .

● آب گفت: غرقش می‌کنم .

● مار گفت: به زهر کارش سازم .

چون این چهار دشمن قوی از برای خفاش برخواستند، به درگاه احدیت بنالید، که من خلق ضعیفم و این تعصب از برای تو کشیدم در اصلاح امور بندگان تو، اکنون به این خصم عظیم چه کنم که تاب مقاومت آنها ندارم ؟ خطاب از مصدر جلال الهی رسید که

(( هر که به ما توکل کند او را نگاه داریم و هر که امور خود را تفویض نماید .پشت و پناه او باشیم.))

تو از برای مائی چگونه ازبرای تو نباشیم. خطاب رسید به خفاش که چنان تقدیر کردیم که:

● پرواز کردن تو در شب باشد تا از آفتاب به تو ضرری نرسد.

● باد را مرکب تو قرار دادیم و تو را بر او مسلط کردیم، تا باد از دهانت بیرون نرود، پرواز نتوانی کرد.

● و فضله ی تو را زهر مار ساختیم، که اگر تا یک فرسخی بوی آن بشنود هلاک شود.

● و در حق آب چنان تقدیر کردیم که تو را به آن حاجتی نباشد ، دو پستان در میان سینه ی تو آفریدیم تا همه سال پر از شیر شود، پس هر وقت تشنه شوی سر بر سینه ی خود گذار و آنچه خواهی بخور.[1]

نکات اخلاقی:

  1. به فکر انجام تکلیف باشیم و حق را بگوییم، اگرچه به ضرر ما تمام بشود.
  2. اگر خورشید و آب و هوا و ... هم با ما دشمنی کنند تا زمانی که خدا را داریم از هیچ نترسیم.
  3. به علم و حکمت خدا اعتماد داشته باشیم و بدانیم که مصلحت ما همان است که خداوند مقدر فرموده است.

[1] انوارالمجالس ملا محمدحسین ارجستانی/ مجلس 1 / باب 10 / ص 260

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب افسران

نظر شما چیست؟!


رنگارنگ

سرانجام عبرت‌انگیز دوستی با جنس مخالف

پسر خوبی بود؛ اهل شیراز و حدود بیست سال داشت. از اول ماه رمضان که درپادگانشان درجزیره تنب بزرگ بودم احساس می کردم می خواد یه چیزی بهم بگه. همیشه سعی دارم با مردم بخصوص جوونترها صمیمی برخورد کنم؛ عمیقاً اعتقاد دارم همه ما روحانیون باید اینجوری باشیم. به هرحال صمیمیت و راحتی دربرخورد من با این جوان که نمی خوام اسمش رو بگم باعث شد یه روز بعد سحری و نماز صبح بهم بگه:" آقاطاهر می شه یه ذره باهم گپ بزنیم؟"

بااینکه تمام شب رو بیدار بودم ولی استقبال کردم و باهم رفتیم کنار ساحل خلیج فارس وداخل آلاچیق مانندی که اونجا بود شروع به صحبت کردیم(خیلی فضای دلچسبی بود. تصور کنید نسیم بین الطلوعین صبح با صدای امواج دریا، بعدش هم شعاع زیبای طلوع خورشید) با حرفهایی که بهم زد خواب از چشمهام پرید.

ادامه مطلب...

سایر سنگرهای سایبری من

ما 35 مهمان و یک عضو آنلاین داریم
  • GeorgeGog

RSS

آمار سایت

68944
امروز59
دیروز85
این هفته190
این ماه1085
مجموع68944
Statistik created: 2018-04-23T20:07:48+04:30

این صفحه را می‌توانید به اشتراک بگذارید

درباره من

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام
اینجانب طاهر بفراجردی
متولد آذرماه سال 1366 بوده و هم اکنون در سایه‌سار بی‌بی دوعالم حضرت فاطمه معصومه (س) مشغول تحصیل در سطح چهار حوزه علمیه قم و همچنین دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق بین‌الملل، در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم هستم.
از اینکه وقت گذاشته‌اید و لحظاتی خودتان را میهمان سفره وبسایت حقیر نموده‌اید، نهایت سپاس و امتنان را دارم.
در صورت داشتن نظر خاص یا پیشنهاد و انتقادی، می‌توانید از منو " تماس با من " سایتم اقدام نمایید.
همچنین سؤالاتتان را هم می‌توانید از طریق منو " طرح پرسش جدید " ارسال نمایید.

با ارزوی قلبی سرشار از عشق و معرفت به رب‌ّ الارباب هستی و همه‌ی اولیای الهی برای خود و همه‌ی شما خوبان .     التماس دعا