در محضر افلاکیان

قدم اول برای سیر الی الله تعالی

 به نام خدا

سلام علیکم استاد عزیز!

اعمال ابتدایی برای کسی که سیر و سلوک را آغاز کرده است، کدام‌اند؟ به نظر شما اعمال غیر از نماز و اذکار روزانه کدام‌اند و شمارِ آن چقدر است؟ و اگر ممکن است برنامه اعمال ابتدایی برای اهل سیر و سلوک را بنویسید.

پاسخ حضرت استاد فروغی:

ادامه مطلب...

پسر خوبی بود؛ اهل شیراز و حدود بیست سال داشت. از اول ماه رمضان که درپادگانشان درجزیره تنب بزرگ بودم احساس می کردم می خواد یه چیزی بهم بگه. همیشه سعی دارم با مردم بخصوص جوونترها صمیمی برخورد کنم؛ عمیقاً اعتقاد دارم همه ما روحانیون باید اینجوری باشیم. به هرحال صمیمیت و راحتی دربرخورد من با این جوان که نمی خوام اسمش رو بگم باعث شد یه روز بعد سحری و نماز صبح بهم بگه:" آقاطاهر می شه یه ذره باهم گپ بزنیم؟"

بااینکه تمام شب رو بیدار بودم ولی استقبال کردم و باهم رفتیم کنار ساحل خلیج فارس وداخل آلاچیق مانندی که اونجا بود شروع به صحبت کردیم(خیلی فضای دلچسبی بود. تصور کنید نسیم بین الطلوعین صبح با صدای امواج دریا، بعدش هم شعاع زیبای طلوع خورشید) با حرفهایی که بهم زد خواب از چشمهام پرید.

 

بهم گفت: شش ماهه که با دختر دایی ام عقد کردم، خیلی دخترخوب و کاملی هست، بارها هم بهم ثابت شده که خیلی دوستم داره. ولی من یه مشکل بزرگ باهاش دارم. من نمی تونم دوستش داشته باشم؛ نمی تونم  بهش دل ببندم؛ هیچ احساسی بهش ندارم و این خیلی آزارم میده. تو رو خدا بگو چیکار کنم... .

بهش گفتم: بیشتر توضیح بده... .

گفت: بهش بدبین هستم. وقتی بهش زنگ می زنم و اشغال می زنه، ناراحت می شم؛ پیش خودم می گم یعنی با کی صحبت می کنه؟؟!! وقتی زنگش می زنم و دیر گوشی رو برمی داره. می گم نکنه دیگه دوستم نداره. نکنه به یکی دیگه دل بسته و ...

ازش پرسیدم: مشکلی نداره راحت تر باهات صحبت کنم؟

گفت: نه بابا، ماکه باهم راحت هستیم؛ هرچی می خوایی بگو.

گفتم: قبلاً با کسی در ارتباط بودی؟

سرش رو انداخت پایین. احساس کردم ازم خجالت می کشه. ولی وقتی سرش رو آورد بالا اشک توچشماش حلقه زده بود. گفتم ازحرفم ناراحت شدی؟ گفت: نه، با این سوال منو بُردین به چند سال پیش. راستش حقیقت اینه که من از دوم راهنمایی کار و تفریحم مزاحم نوامیس مردم شدنه. در یکی از این موارد با دختر همسایمون آشنا شدم؛ ارتباطم باهاش به قصد ازدواج نبود ولی بعداً ازهم خوشمون اومد و قرار گذاشتیم وقتی بزرگ شدیم باهم ازدواج کنیم؛ خیلی دوستش داشتم؛ اون هم منو دوست داشت...

ولی بعد یه مدت اونها از شیراز رفتن. کلاً از ایران رفتن. اون رفت و دل منم با خودش بُرد. با این سوالتون یادش افتادم ... .

بهش گفتم: مشکلت همینجاست. قلب تو قبلاً تسخیر شده. و قلب انسان جا کم داره و بیش از یک نفر توش جا نمی شه. باید اونو از قلبت درش بیاری.

این کار هم سخته و هم زمان می خواد. درضمن تحمل این شکست عشقی می تونه عذاب خدا باشه واسه خاطر دلهایی که شکستی؛ و بدون رودروایسی میگم؛ منتظر سختتر از اینها باش. مگر اینکه واقعاً توبه و گذشته ات رو اصلاح کنی. درضمن این بدبینی تو نسبت بهش هم به خاطر اینه که احساس می کنی اون هم مثل خودت اینکاره بوده. کافر همه را به کیش خود پندارد.

حدود سه چهار ساعت باهم صحبت کردیم و بعد راهکار درمان این وابستگی و توبه از این جور کارها رو واسش گفتم. الآن هم باهم در ارتباط هستیم...

جهت مطالعه ی مقاله " درمان وابستگی به جنس موافق و مخالف " به اینجا بیایید.

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب افسران

نظر شما چیست؟!


رنگارنگ

زمین گرد است

وقتی پرنده ای زنده است مورچه ها را می خورد
وقتی می میرد مورچه ها او را می خورند
یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد
اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنیم
شاید امروز قدرتمند باشیم اما یادتمان باشد که زمین گرد است و دنیا، دنیای انعکاس
یادمان باشد که زمان از ما قدرتمندتر است

پس خوب باشیم و خوبی کنیم که دنیا جز خوبی را بر نمی تابد.

پرسش و پاسخ (تصادفی)

شبهه منبع گزارش برخی وقایع مخفی تاریخ

شبهه:

روحانیون, نحوه رحلت پیغمبر، روز مرگ و محل دفن حضرت فاطمه رو نمیدونن و میگن مشخص نیست, ولی مکالمه اسب شمر رو مو به مو از حفظ هستن !!

ادامه مطلب...

سایر سنگرهای سایبری من

ما 20 مهمان و یک عضو آنلاین داریم
  • GeorgeGog

RSS

آمار سایت

68944
امروز59
دیروز85
این هفته190
این ماه1085
مجموع68944
Statistik created: 2018-04-23T20:07:48+04:30

این صفحه را می‌توانید به اشتراک بگذارید

درباره من

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام
اینجانب طاهر بفراجردی
متولد آذرماه سال 1366 بوده و هم اکنون در سایه‌سار بی‌بی دوعالم حضرت فاطمه معصومه (س) مشغول تحصیل در سطح چهار حوزه علمیه قم و همچنین دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق بین‌الملل، در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم هستم.
از اینکه وقت گذاشته‌اید و لحظاتی خودتان را میهمان سفره وبسایت حقیر نموده‌اید، نهایت سپاس و امتنان را دارم.
در صورت داشتن نظر خاص یا پیشنهاد و انتقادی، می‌توانید از منو " تماس با من " سایتم اقدام نمایید.
همچنین سؤالاتتان را هم می‌توانید از طریق منو " طرح پرسش جدید " ارسال نمایید.

با ارزوی قلبی سرشار از عشق و معرفت به رب‌ّ الارباب هستی و همه‌ی اولیای الهی برای خود و همه‌ی شما خوبان .     التماس دعا